|
ماجرای تاریخی غدیر را هیچ تاریخ نگاری انکار نتوان کرد.
احادیث متواتر غدیر را هیچ حدیث شناسی منکر نتوان شد. آیات مصرّحه در غدیر را هیچ مفسّری به غیر غدیر تفسیر و تأویل نتوان کرد. اشعار غدیر را هیچ ادیبی تغییر نتوان داد. ... و عید بزرگ غدیر مثل نگینی درخشنده تا ابد باقی است؛ چرا که وارث غدیر زنده است و قدرتمند. او به قدرت الاهی پاسدار و نگهبان غدیر است. چشم فرو می بندیم و غدیر را به آن عظمتش رها می کنیم. فرض را بر آن می گذاریم که غدیری در کار نبوده است(فرض محال محال نیست) اینک که پرونده ای با آن قطر و واقعه ای با آن عظمت را هشته ایم، می خواهیم با قضاوت عقل و در پرتو آیات قرآن و جستاری در تاریخ زندگانی پیامبر، ببینیم اگر وقایع عظیم غدیر نبود، خلیفه که بود؟ 1. کسی که به صراحت قران، علم کتاب نزد او بود؛ و او علی بن ابی طالب بود.{44} ابن مغازلی به یک طریق و ثعلبی به 2 طریق و شیعه به طرق فراوان مراد آیه ی 43 رعد را امیرالمؤمنین علیه السلام دانسته اند.(تفسیر برهان، ذیل آیه) از خود بپرسیم: کدام نانوا مغازه ی خود را در غیابش به شخص ناشی می سپارد؟ کدام راننده اتوبوس خود را به شخصی که رانندگی بلد نیست می دهد؟ کدام کتابدار کتابخانه ی بزرگ شهر را به شخصی که عالم به علوم کتابداری نیست ، می سپارد؟ ... که پیامبر اکرم یکان هدایت خلق را به شخص یا اشخاصی بسپارد که هرّ را از برّ تشخیص ندهند و در مواردی که مورد سؤال واقع می شوند در پاسخ درمانند! آیا این اهانت به شخصیت والای پیامبر خدا نیست؟! به حکم عقل، بعد از پیامبر کوبه ی کدام در را بکوبیم که به مفهوم واقعی "جای نشین" رسول گردد؟ در خانه ی کسی را باید زد که باب علم نبی است. گوینده ی سلونی ست. کسی که می گفت: از من بپرسید که به راههای آسمانی آگاه ترم تا راههای زمینی. کسی که علم منایا و بلایا نزد اوست. کسی که تسلّطش به تورات از توراتیان بهتر است و انجیل را از انجیلیان بهتر می خواند. اگر به آیه نیک نظر کنیم می یابیم که خداوند علم کتاب را به هر بی سر و پایی نمی دهد! این امانت بزرگ را به هر کسی که تحمّل نگهداری آن را ندارد نمی دهد . این از انسان های فهیم بعید است و ازخداوند حکیم عجیب تر! تقوایی فوق العاده و عصمتی والا لازم است تا شخص عظیم، به علوم کتاب الاهی عالم گردد و تفسیر بطون آیات به وی عطا شود. طهارتی ویژه لازم دارد تا او را از خلق ممتاز کند و در رتبه ای برتر و بالاتر قرار دهد. {55} آیا نمی بینیم که پیامبران اگر چه در لباس بشرند و به لسان قوم سخن می گویند اما از خلق بهترند! به وحی مسلّح اند و به لباس تقوی آراسته!(و در تعبیری دقیق تر: تقوی به آنها معنا می یابد) آنها برگزدگان الاهی اند و مقرّب ترین افراد هر زمان به خدای یکتا! اوصیای آنها هم دارای این ویزگی اند مگر به استثنائاتی که بیان می کنند.{60} و فراموش نکنیم که: • به نصّ حدیث اخوّت، علی برادر نبی است. • به نصّ آیه ی هدایت، نبی منذر است و علی هادی. • به نصّ منزلت، علی مثل نبی است جز در نبوّت. • به نصّ مباهله، علی جانِ نبی است. پس او احقّ به "جای نشینی" نبی است از هر کس. وای بر شما چگونه حکم می کنید ؟ آیا آن که به حق هدایت می کند احقّ است که تبعیت شود یا آن که خود در راه نیست؟(برداشتی از یونس/35){61} چگونه آن که عالم به جزیی از کتاب باشد وصی شود؛ اما عالم به کل کتاب خیر؟ چگونه اوصیای پیامبران را حامل علوم آنان بدانیم؛ اما وصی پیامبر آخرالزمان که علمش از همه برتر است خیر؟ مگر نمی دانیم علم هر وصی پیامبر اولوالعزمی به مقدار کتاب اوست و قرآن از همه ی کتاب های آسمانی برتر است، رطب و یابسی نیست مگر در قرآن! و عالم به آنها و به تمام محکمات و متشابهات و ناسخ و منسوخ و تفسیر و تأویل آن، کسی نیست جز پیامبر و وصی پیامبر. کتاب برتر، پیامبر برتر، و وصی برتر.{66} 2. کسی که خود نبی بگوید او جانشین من است. اگر نبی را به نبوت قبول داریم و او را از مقام یک انسان عادی بالاتر می دانیم و کلامش را وحی آسمانی می دانیم و فارغ از هر هوای نفسی، قبول می کنیم که او برگزیده ی خداست. باورمان می شود که مردم او را و هیچ پیامبری را با شورا انتخاب نکردند؛ بلکه تمام پیامبران برگزیدگان خداوندند{63} پس اگر حتی خود خدا هم اوصیای پیامبران را انتخاب نکند، پیامبران در انتخاب اوصیای خود راه خطا نپیموده اند؛ اگرچه می دانیم که انتخاب وصی نیز مثل نبی به انتخاب الاهی است؛ لیکن پیامبران را راستگو می دانیم و در این امر مهم راستگوتر، حسّاس تر و امین تر. پیامبر را دلسوز می دانیم. او خود یتیم بود و دوستدار ایتام. چگونه چنین پدر مهربانی، امّت را به حال خود رها کند ؟! او بارها و بارها به مناسبت های مختلف مردم را به خلیفه و وصی خود دلالت داده و به صراحت به همه اعلام کرده است. او فرموده است: • من و علی از یک درخت ایم و مردم از درختان دیگر.{77} • علی از من است و من از علی.{89} • علی تلاوت کننده آیات قرآن است و عالم به ظاهر و باطن و تأویل و تفسیر آن. • علی عِدل قرآن است و جداناشدنی از آن. تمسک مردم به هر دو سبب عدم انحراف آنان از مسیر حق است{81 ثقلین} باید همگی به حبل الاهی متمسک شوید{81 آل عمران/ 103 } و از همین سخن می فهمیم که امام محتاج مردم نیست و مردو محتاج اویند! و کسی که در هر امری به دیگری مراجعه کند و پاسخ معضل از او بخواهد استحقاق هیچ چیزی ندارد چه رسد به خلافت آن هم خلافت رسول آن هم رسول اعظم!{85} و می فهمیم که جای نشینان نبی نیز باید که در هر دوره باشند تا تمسک به آنها معنا یابد و "لن یفترقا" تا ورود بر حوض صدق پیدا کند{86} و اگر آنها را نشناسیم به مردن جاهلی مرده ایم. {98} • مردم شما را چه شده است که ذکر آل ابراهیم که می شود روی هایتان باز می شود اما یاد آل محمد که می شود چهره هاتان در هم می شود؟ ... به خدایی که مرا به نبوت برانگیخته؛ اگر احدی از شما در روز قیامت با اعمالی به اندازه ی کوهها بیاید اما ولایت علی بن ابی طالب را همراه خود نیاورد خداوند او را به رو در آتش جهنم خواهد انداخت!{99} • اگر در قیامت به ولایت علی بن ابی طالب حاضر نشوید از هیچ چیز دیگر سؤال نشوید تا درآتش درآیید: ابن عباس گوید: روزی به رسول خدا عرض کردم: سفارشی بفرما! فرمود: علیک بمودّة علی بن ابی طالب. والذی بعثنی بالحقّ نبیّاً لا یقبل الله من عبد حسنة حتی یسأله عن حبّ علی بن ابی طالب و هو تعالی أعلم. فإن جاء بولایته قبل عمله علی ما کان منه و إن لم یأت بولایته لم یسأله عن شیئی ثمّ أمر الله إلی النار.{101} • علی برادر من است، وارث من است، منزلت او به من منزلت هارون است به موسی جز نبوت!{یعنی علی وصی و وزیر و خلیفه ی من است53} • تو اول مسلمانی و اول مؤمن{119} • چه کسی مرا بر این امر کمک می کند تا ولی و وصی بعد از من باشد و جای نشین من... و کسی اجابت نکرد جز علی!{149} • پرچم را فردا(خیبر) به دست کسی می دهم که خدا و رسول را دوست دارد و متقابلاً خدا و رسولش هم او را دوست دارند{156} • همه ی درها به مسجد بسته شود الّا درب خانه ی علی(سدّ الابواب){158} • علی محبوب من است و حب علی از افضل اعمال است.{160 ماجرای خواب رسول خدا} 3. کسی که قرآن در فضیلت او داد سخن داده است: • علی هدایت گر است (رعد/7) { 111} • علی قسیم الجنة و النار است.(ق/24) {107} • علی صادق است(توبه/120) که باید به امر الاهی همراه او بود نه دیگران!{91} جدایی از او، مفارقت از جاده ی حق است و رها کردن مسیر هدایت! و جلو افتادن از او جلو افتادن از امامی است که تبعیت از او بر مأموم لازم و واجب است.{93} • علی صدیق است(نساء/69 ) که اطاعت خدا و رسول همراهی با او را به همراه دارد.{278} • علی برادر نبی است(حجر/47){117} • جز علی و اولادش کسی امام نباشد.(بقره/126){128} • جز علی و اولادش کسی اولوالامر نیست! (نساء/57) {135} • جز به علی و اولادش توبه ای مقبول نشود.(بقره/ 37){146} • علی از اهل بیت نبی است، برادر نبی است، وصی و خلیفه ی نبی است(شعرا/214){149} • علی برگزیده ی الاهی است.(قصص/68){153} • علی ذوی القربی است(حشر/7 و انفال/ 41 و شوری/23){ 162و 168و174} • به علی و همسر و اولادش به امر الاهی باید درود فرستاد(احزاب/56){180} • علی و همسر و اولادش پاک شدگان از هر پلیدی اند(احزاب/33){194} • علی جان نبی است(آل عمران/61){ 188} و چه کسی اولی به امامت و خلافت از نزدیک ترین شخص به نبی؟{191} و بنگرید: حدیث طوبی را{271} • علی اهل الذکر است و مورد مراجعه و سؤال(انبیا/7){205} • بر ولایت علی همه ی انبیا مبعوث شدند(زخرف/45){209} • علی معدن خیر و برکت است. (زخرف/57){224} • علی خیر البریه(بینه/7){213} • علی حافظ علوم نبی(حاقه/12){233} • علی مبلّغ آیات قرآن(توبه/1){239} • خانه ی علی و فاطمه خانه ی انبیاست.(نور/36){242} • علی خورشید هدایت الاهی است.(نور/35){247} • سبقت گیرنده علی است.(واقعه/10){257} • طوبای بهشتی ریشه در خانه ی علی دارد. .( رعد/28){269} • دلهای مشتاقان علی را می طلبد،(ابراهیم/37) علی راه است(آل عمران/112)، علی جنب الله است(زمر/57).{280 حدیث اهل یمن} • علی صالح المؤمنین است(تحریم/4){288} • علی فدایی رسول(بقره/207){289} • علی دریاست(الرحمن/19){301} • علی ولی خدا، راکع صدقه دهنده است(مائده/55){311} و اگر قرار بود تنها یک آیه از این آیات در وصف دشمنان خدا بود حول آن چه مانورهایی می دادند(باز هم فرض محال را محال نمی دانیم) اما به لطف الاهی هر کدام از این آیات و روایات کافی است که عاقل فهیم جز به در خانه ی علی نرود؛ و لو آن که غدیری هم در کار نبود. آیا چنین نیست؟ والسلام.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:13  توسط
|
|
|