اين منم يك انسان
اين منم يك انسان،يك صداي خوش كه پي گوش مي گردم
گوشي از شهر هدف، از اهالي بهشت عشق
منم اين كس كه به اين برگ،به اين برگ،به اين كاغذ، به اين انگشتان، به اين خودكار و به خود
پادشاهي و گدايي مي كنم
اين منم تشنه ي ديدن لبخند بر احساس گل سرخ
اين منم تشنه ي نوشيدن يك قطره ي شبنم كه لطافت دارد
در پي دست نوازش؛ كه دلم تاب دهد
در پي گرد و سياهي كه به من و خنده ي من خنده كند
معرفت خوب است
و محبت خوبتر و چرا منزجر از عكس محبت باشيم
مي فروشم رايگان، به يك احساس خوش و به يك لبخند به نياز؛ محبت را
و ز خود ؛ بيگانه
من صدا را پس معناي سخن مي شنوم
و همين آموخت كه محبت آسان است، مثل يك غنچه ي در حال ظهور
گوشي از شهر هدف، از اهالي بهشت عشق
منم اين كس كه به اين برگ،به اين برگ،به اين كاغذ، به اين انگشتان، به اين خودكار و به خود
پادشاهي و گدايي مي كنم
اين منم تشنه ي ديدن لبخند بر احساس گل سرخ
اين منم تشنه ي نوشيدن يك قطره ي شبنم كه لطافت دارد
در پي دست نوازش؛ كه دلم تاب دهد
در پي گرد و سياهي كه به من و خنده ي من خنده كند
معرفت خوب است
و محبت خوبتر و چرا منزجر از عكس محبت باشيم
مي فروشم رايگان، به يك احساس خوش و به يك لبخند به نياز؛ محبت را
و ز خود ؛ بيگانه
من صدا را پس معناي سخن مي شنوم
و همين آموخت كه محبت آسان است، مثل يك غنچه ي در حال ظهور
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:14 توسط
|