لبانم خشک
دستهایم سرد و بی روح
و چشمانم پر از دریای نور اند
و تسبیحی به چشمانم گره خورده
که بندش پاره گردیده
و یک یک،
نرم نرمک،
می چکد بر گونه هایم،
ذکر می گوید برایم

***

خیالم پر کشیده باز
که چشمانم به گیسوی تو افتاده