مقالات پژوهشی » احتجاجات به غدیر » احتجاجات به غدیر
احتجاجات به غدیر
احتجاجات به حدیث غدیر:
الف) احتجاج امام على علیه السلام
امام على علیه السلام بعد از وفات پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در هر زمانى كه شرایط مناسب بود حقانیت خود را از هر راه ممكن به اثبات مى رساند كه از آن جمله تذكر به حدیث غدیر مى باشد. اینك به مواردى اشاره مى شود.
1- روز شورا:
در مناقب خوارزمى و فرائد السمطین از ابى الطفیل عامربن واثله نقل شده كه گفته: من در روز شورا كنار على علیه السلام بودم و شنیدم كه حضرت به اعضاى آن شورا مى گفت: هر آینه به چیزى احتجاج خواهم كرد كه هیچ كدام از شما نمى تواند آن را منكر شود. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند آیا در میان شما كسى هست كه رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در حق او فرموده باشد: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال... گفتند به خدا هرگز
2- ایام خلافت عثمان:
در فرائد السمطین از سلیمبن قیس هلالى نقل شده كه على علیه السلام را در عصر خلافت عثمان در مسجد پیامبر مشاهده كردم در حالى كه جماعتى در مسجد مشغول ذكر فضیلت و سوابق قریش بودند. جماعت از حضرت پرسیدند كه چرا ایشان سخن نمى گوید و حضرت طى بیانى به این جا رسیدند كه پیامبر در خطبه اى مرا در غدیر خم منسوب به خلافت كردند و فرمودند: هر كس من مولاى اویم على مولاى او است...
3- در اجتماع كوفه (روز رحبه):
زمانى كه به حضرت خبر رسید كه مردم وى را در ادعاى حقانیت خود بر خلافت متهم مىسازند در میدان كوفه حاضر شده و به حدیث غدیر استشهاد كردند. این استشهاد به حدى شایع و علنى بوده كه بسیارى از تابعین آن را نقل كرده و علما نیز با سندهاى مختلف آن را آورده اند.
4- در جنگ جمل:
حضرت على علیه السلام در روز جمل كسى را به دنبال طلحه فرستاده و به او گفتند: به خدا قسم نشنیدى كه پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: من كنت مولاه...؟ گفت: آرى. حضرت فرمود: پس چرا با ما جنگ مى كنى؟
5- احتجاج در روز صفین:
سلیم بن قیس هلالى در كتاب خود نقل مى كند كه امیرالمؤمنین علیه السلام در صفین در ذكر مناقب خود به حدیث غدیر متذكر شدند.
ب) احتجاج اهل بیت به حدیث غدیر:
اهل بیت هر زمانى كه شرایط را مناسب مى دیدند به این حدیث احتجاج مى كردند.
احتجاج حضرت زهرا علیها السلام به حدیث غدیر
شمس الدین جزرى دمشقى به سند خود از ام كلثوم دختر فاطمه علیها السلام و او از فاطمه زهراعلیها السلام نقل كرده كه حضرت فرمودند: آیا فراموش كردید گفتار رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم را در روز غدیر خم كه فرمودند: هر كس من مولاى اویم پس على مولاى او است و گفتارش كه فرمودند: تو نزد من همانند هارون نزد موسى هستى
احتجاج امام حسن علیه السلام به حدیث غدیر
احتجاج امام حسین علیه السلام به حدیث غدیر
ج) احتجاج دیگران به حدیث غدیر:
غیر از اهل بیت علیهم السلام نیز در مواردى خاص به حدیث غدیر احتجاج و تمسك كرده اند و این دلالت دارد كه این حدیث نزد عموم مسلمانان از جایگاه ویژه اى برخوردار است.
ابن مغازلى، المناقب، ص 112، ح 155؛ ابن حجر هیثمى، الصواعق المحرقه، ص 126؛ ذهبى،
میزان الاعتدال، ج 1، ص 441، رقم 1643.
منابع:
1- جوینى، فرائد السمطین، ص 312، ح 250.
2- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 74؛ ابن الاثیر، اسد الغابه، ج 3، ص 307؛ ابن حنبل، المسند، ج 1، ص 135، ح 642؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107 و...؛ ابن كثیر، السیرة النبویة، ج 4، ص 419؛ ابن عساكر، ترجمة الامام على بن ابىطالب، ج 2، ص 1.
3- نیشابورى، المستدرك، ج 3، ص 371؛ خوارزمى، المناقب، ص 182، ح 221؛ هیثمى، ابابكر، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107.
4- سلیم، كتاب سلیم، ص 422.
5- الامینى، الغدیر، ج 1، ص 127، به نقل از: جزرى، اسنى المطالب.
6- قندوزى، ینابیع الموده، ج 3، ص 369.
7- سلیم، كتاب سلیم، ص 321.
8- خوارزمى، المناقب، ص 199، ح 240؛ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 206؛ ابویعلى موصلى، المسند، ج 11، ص 307، ح 6423؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 105.
الف) احتجاج امام على علیه السلام
امام على علیه السلام بعد از وفات پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در هر زمانى كه شرایط مناسب بود حقانیت خود را از هر راه ممكن به اثبات مى رساند كه از آن جمله تذكر به حدیث غدیر مى باشد. اینك به مواردى اشاره مى شود.
1- روز شورا:
در مناقب خوارزمى و فرائد السمطین از ابى الطفیل عامربن واثله نقل شده كه گفته: من در روز شورا كنار على علیه السلام بودم و شنیدم كه حضرت به اعضاى آن شورا مى گفت: هر آینه به چیزى احتجاج خواهم كرد كه هیچ كدام از شما نمى تواند آن را منكر شود. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند آیا در میان شما كسى هست كه رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در حق او فرموده باشد: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال... گفتند به خدا هرگز
2- ایام خلافت عثمان:
در فرائد السمطین از سلیمبن قیس هلالى نقل شده كه على علیه السلام را در عصر خلافت عثمان در مسجد پیامبر مشاهده كردم در حالى كه جماعتى در مسجد مشغول ذكر فضیلت و سوابق قریش بودند. جماعت از حضرت پرسیدند كه چرا ایشان سخن نمى گوید و حضرت طى بیانى به این جا رسیدند كه پیامبر در خطبه اى مرا در غدیر خم منسوب به خلافت كردند و فرمودند: هر كس من مولاى اویم على مولاى او است...
3- در اجتماع كوفه (روز رحبه):
زمانى كه به حضرت خبر رسید كه مردم وى را در ادعاى حقانیت خود بر خلافت متهم مىسازند در میدان كوفه حاضر شده و به حدیث غدیر استشهاد كردند. این استشهاد به حدى شایع و علنى بوده كه بسیارى از تابعین آن را نقل كرده و علما نیز با سندهاى مختلف آن را آورده اند.
4- در جنگ جمل:
حضرت على علیه السلام در روز جمل كسى را به دنبال طلحه فرستاده و به او گفتند: به خدا قسم نشنیدى كه پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: من كنت مولاه...؟ گفت: آرى. حضرت فرمود: پس چرا با ما جنگ مى كنى؟
5- احتجاج در روز صفین:
سلیم بن قیس هلالى در كتاب خود نقل مى كند كه امیرالمؤمنین علیه السلام در صفین در ذكر مناقب خود به حدیث غدیر متذكر شدند.
ب) احتجاج اهل بیت به حدیث غدیر:
اهل بیت هر زمانى كه شرایط را مناسب مى دیدند به این حدیث احتجاج مى كردند.
احتجاج حضرت زهرا علیها السلام به حدیث غدیر
شمس الدین جزرى دمشقى به سند خود از ام كلثوم دختر فاطمه علیها السلام و او از فاطمه زهراعلیها السلام نقل كرده كه حضرت فرمودند: آیا فراموش كردید گفتار رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم را در روز غدیر خم كه فرمودند: هر كس من مولاى اویم پس على مولاى او است و گفتارش كه فرمودند: تو نزد من همانند هارون نزد موسى هستى
احتجاج امام حسن علیه السلام به حدیث غدیر
احتجاج امام حسین علیه السلام به حدیث غدیر
ج) احتجاج دیگران به حدیث غدیر:
غیر از اهل بیت علیهم السلام نیز در مواردى خاص به حدیث غدیر احتجاج و تمسك كرده اند و این دلالت دارد كه این حدیث نزد عموم مسلمانان از جایگاه ویژه اى برخوردار است.
ابن مغازلى، المناقب، ص 112، ح 155؛ ابن حجر هیثمى، الصواعق المحرقه، ص 126؛ ذهبى،
میزان الاعتدال، ج 1، ص 441، رقم 1643.
منابع:
1- جوینى، فرائد السمطین، ص 312، ح 250.
2- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 74؛ ابن الاثیر، اسد الغابه، ج 3، ص 307؛ ابن حنبل، المسند، ج 1، ص 135، ح 642؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107 و...؛ ابن كثیر، السیرة النبویة، ج 4، ص 419؛ ابن عساكر، ترجمة الامام على بن ابىطالب، ج 2، ص 1.
3- نیشابورى، المستدرك، ج 3، ص 371؛ خوارزمى، المناقب، ص 182، ح 221؛ هیثمى، ابابكر، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107.
4- سلیم، كتاب سلیم، ص 422.
5- الامینى، الغدیر، ج 1، ص 127، به نقل از: جزرى، اسنى المطالب.
6- قندوزى، ینابیع الموده، ج 3، ص 369.
7- سلیم، كتاب سلیم، ص 321.
8- خوارزمى، المناقب، ص 199، ح 240؛ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 206؛ ابویعلى موصلى، المسند، ج 11، ص 307، ح 6423؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 105.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13:14 توسط
|